سرویس فرهنگی و اجتماعی | روز عاشورا در اهواز رنگ و بوی دیگری دارد؛ شهری که سالهاست با پوست و استخوان خود، سوگ سیدالشهدا(ع) را حس میکند. اما در میان همه مراسمات عزاداری که در گوشهگوشه این شهر برگزار میشود، یک آیین هست که قدمتش از همه بیشتر است، ریشهاش عمیقتر و روحش زندهتر؛ شبیهخوانی و تعزیهخوانی کوی علوی، معروف به شلنگآباد.
این مراسم امسال نیز، همچون دهها سال گذشته، با همان صلابت و هیبت همیشگی برگزار شد. جمعیتی انبوه از سراسر اهواز، از محلههای دور و نزدیک، راهی کوی علوی شدند تا شاهد این نمایش آیینی کهن باشند؛ نمایشی که دیگر فقط یک مراسم مذهبی نیست، بلکه به بخشی جداییناپذیر از هویت فرهنگی این شهر تبدیل شده است.
میراثداری که نامش با عاشورا گره خورده
اگر از هر کسی در کوی علوی بپرسید که این مراسم را چه کسی نگه داشته، یک نام میشنوید: عاشور سواری. مردی که نامش خود حکایتی است از پیوند عمیق با این آیین. او از چهرههای سرشناس و وجیه عشایر خوزستانی است؛ کسی که نه از روی تکلیف، بلکه از سر عشق و ایمان، سالهاست متولی برگزاری این شبیهخوانی است.
عاشور سواری این مراسم را میراثی میداند که باید با تمام توان از آن پاسداری کرد. او در گفتوگو با خبرنگار “آیندهدیلی” گفت که هدف از برگزاری این آیین، چیزی فراتر از عزاداری صرف است؛ «این مراسم برای آن است که ظلم و ستمی که به خاندان اهلبیت(ع) روا شد، هرگز از یاد نرود.»
او معتقد است که شبیهخوانی، زبانی است که حتی کسی که کتاب تاریخ نخوانده نیز میتواند با آن درد کربلا را لمس کند. این مرد که عمری را وقف این آیین کرده، سالهاست با تمام امکانات و با بسیج همه ظرفیتهای محلی، این مراسم را در بالاترین سطح ممکن برگزار میکند. نتیجه این تلاش، مراسمی است که هر سال بزرگتر از پارسال میشود و جمعیت بیشتری را به خود جذب میکند.
کوی علوی؛ دلی که هر سال میشکند و دوباره میتپد
شلنگآباد یا همان کوی علوی، محلهای است که روح عاشورا در کوچههایش جاری است. در روز عاشورا، این محله به قلب تپنده اهواز تبدیل میشود. دستههای عزاداری از چهارسوی شهر به سمت آن سرازیر میشوند؛ پیر و جوان، زن و مرد، عرب و فارس و لر، همه و همه در اینجا جمع میشوند تا شانه به شانه هم، عزای سیدالشهدا(ع) را به جان بخرند.
امسال نیز صحنه شبیهخوانی در میان جمعیتی برپا شد که تا چشم کار میکرد، سیاهپوش بودند. صدای نوحه و تعزیه در فضا میپیچید و هر لحظه بر شور و شوق عزاداران میافزود. شبیهخوانان با لباسهای تاریخی خود، واقعه کربلا را به گونهای به تصویر میکشیدند که مرز میان صحنه نمایش و واقعیت محو میشد و اشک از چشم تماشاگران سرازیر میگشت.
حضور دستگاه قضا؛ پیامی فراتر از یک حضور رسمی
آنچه این مراسم را از حیث اجتماعی و سیاسی نیز برجسته میکند، حضور چهرههای شاخص دستگاه قضایی استان در کنار مردم عادی بود. امیر خلفیان، دادستان مرکز خوزستان در صف عزاداران ایستاد و این آیین کهن را از نزدیک به تماشا نشست. حضور او نشانهای بود از اینکه آیین شبیهخوانی، دیگر فقط یک رویداد محلی نیست؛ بلکه به رویدادی فراگیر و مورد توجه همه اقشار جامعه تبدیل شده است.
در کنار دادستان، قاضی پیمان چعباوی، رئیس سابق مجتمع قضایی شهید باهنر نیز در این مراسم حضور یافت. چعباوی که چهرهای آشنا در میان مردم خوزستان است، پس از مراسم در سخنانی کوتاه اما پرمحتوا از اهمیت والای برگزاری چنین آیینهایی گفت.
او تأکید کرد که شبیهخوانی و تعزیهخوانی، ابزاری قدرتمند برای آگاهسازی نسلهای آینده از عظمت فرهنگ عاشورا است و افزود که قیام خونین حق علیه باطل باید از طریق هنر و فرهنگ، نه فقط در کتابهای درسی، به جوانان منتقل شود. به گفته چعباوی، اینگونه مراسم پلی هستند میان گذشته و آینده که هویت یک ملت را زنده نگه میدارند.
تعزیه؛ نمایشی که تنها روی صحنه نیست
شبیهخوانی یا تعزیه، کهنترین شکل نمایش آیینی در ایران است که سابقه آن به قرنها پیش بازمیگردد. این هنر که یونسکو نیز آن را به عنوان میراث معنوی بشریت به رسمیت شناخته، در خوزستان رنگ و بوی خاص خود را دارد؛ اینجا تعزیه فقط یک نمایش نیست، بلکه زبانی مشترک میان اقوام، عشایر و شهرنشین، پیر و جوان است.
شبیهخوانی کوی علوی از این منظر، نمونهای منحصربهفرد است. این مراسم توانسته در طول سالها، اصالت خود را حفظ کند و در عین حال، با نسلهای جدید ارتباط برقرار کند. این معجزهای است که تنها از دست کسانی برمیآید که این آیین را نه به عنوان یک تکلیف، بلکه به عنوان یک عشق به ارث بردهاند.
اهواز؛ شهری که عاشورا را فراموش نمیکند
در پایان مراسم، وقتی جمعیت آرام آرام پراکنده میشد و غم عصر عاشورا بر کوی علوی سایه میانداخت، یک چیز روشن بود: این مراسم سال آینده نیز برگزار خواهد شد.
عاشور سواری و خانوادهاش، همسایهها و عشایر و همه کسانی که این آیین را نگه داشتهاند، اجازه نخواهند داد این شعله خاموش شود. کوی علوی امسال نیز ثابت کرد که اهواز، شهری است که عاشورا را با تمام وجودش زندگی میکند؛ نه فقط در یک روز، بلکه در تمام طول سال، در خاطرهاش، در فرهنگش و در نامی که نسل به نسل منتقل میشود.